امیرعلی جونم انقدر این روزها درگیر بیماریت بودم که از پیشرفت هایی که داشتی غافل بودم. چهارشنبه 7/12 برای اولین بار دیدم که کمی خودت رو به جلو می کشی.یک دستت رو محکم فشار می دادی روی زمین و با دست دیگه خودت رو می کشیدی جلو.الهی فدات بشم که کلی تلاش و تقلا می کنی تا یک کمی بری جلو.گاهی موقع جلو رفتن نوک انگشتهای پات رو روی زمین فشار می دی،زانوت رو هم از زمین جدا می کنی و با سینه خودت رو می کشی جلو... خارش لثه هات هم حسابی کلافت کرده.هر چیزی رو به سمت دهانت می بری تا بکشی به لثه هات.دندانیت رو تو دستهات نگه می داری بعد می کنی تو دهانت و سرت رو تند تند به این طرف و اون طرف می چرخونی.گاهی هم حسابی عصبی می شی و جیغ می زنی و گریه می کنی.هر وقت ...